X
تبلیغات
گل بنفشه

گل بنفشه

[ یکشنبه 1391/07/23 ] [ 21:11 ] [ ملک محمدی ]

 

سخنی با معلمان و اولیاء دانش آموزان

ما بر این باوریم که نسل امروز را نه برای امروز ، که برای فردا باید آماده کرد و قلم را به دست خودش باید داد ؛ باشد که سرنوشتش را بهتر رقم زند . ایجاد روح پژوهش و تحقیق و ایجاد عشق به دانستن مهم تر از خود دانستن است و ارزش هر دانش آموز به میزان سئوالاتی است که در ذهن خود می پروراند .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1391/07/16 ] [ 23:48 ] [ ملک محمدی ]


شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.

[ سه شنبه 1392/05/08 ] [ 20:2 ] [ ملک محمدی ]

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد… پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.

بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!!
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش!
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!!
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

[ شنبه 1392/03/04 ] [ 18:29 ] [ ملک محمدی ]



نیلوفر رویید، ساقه‌اش از ته خواب شفافم هم سركشید
من به رؤیا بودم
سیلاب بیداری رسید چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی‌ام پیچیده بود
در رگ‌هایش من بودم كه می‌دویدمهستی‌اش در من ریشه داشت
همه من بود
كدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد

(سهراب سپهری)

[ سه شنبه 1392/02/31 ] [ 14:57 ] [ ملک محمدی ]

احسان به کنیز

روزى یكى از كنیزان امام سجاد علیه السلام وقتی که می خواست بر روی دستان آن حضرت آب بریزد،ناگهان ظرف آب افتاد و به سر مبارك امام خورد ،به گونه‏اى كه سر آن حضرت شكست.

حضرت سرش را به طرف كنیز برگرداند . كنیز كه نگران و هراسان شده بود با زیركى این آیه راخواند:

«والكاظمین الغیظ‏» ; «پرهیزكاران خشم خود را فرو مى‏خورند .»

امام فرمود: خشم خود را فرو بردم

كنیز ادامه آیه را تلاوت كرد:

«والعافین عن الناس‏» ; «پرهیزكاران، خطا كاران را مى‏بخشند .»

امام علیه السلام فرمود: تو را بخشیدم.

كنیز پایان آیه را خواند:

«والله یحب المحسنین‏» ; « خداوند نیکوکاران و احسان کنندگان را دوست دارد»

امام سجاد علیه السلام به كنیز احسان نمود و فرمود: «برو، تو را در راه خدا آزاد ساختم.»

[ سه شنبه 1392/02/24 ] [ 10:25 ] [ ملک محمدی ]



[ یکشنبه 1392/02/22 ] [ 22:34 ] [ ملک محمدی ]

ایلام: شوش

ماد: هگمتانه (همدان)

هخامنشیان: شوش | پاسارگاد| شیراز

اشکانیان: دامغان | اشک‌آباد | تیسفون 

ساسانیان: تیسفون | بیشابور |کازرون 

طاهریان: بخارا | نیشابور | مرو

صفاریان: زرنج

سامانیان: بخارا

علویان: آمل

زیاریان: اصفهان

بوییان: همدان | ری | شیراز

غزنویان: غزنین

سلجوقیان: نیشابور | اصفهان

خوارزمشاهیان: سمرقند | گرگانج

ایلخانیان: مراغه | تبریز

تیموریان: سمرقند | هرات

صفویان: اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری

افشاریان: مشهد

زندیان: شیراز | کرمان

قاجاریان: ساری | تهران

پهلوی: تهران

جمهوری اسلامی : تهران

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 12:35 ] [ ملک محمدی ]

 

اعدادی بر 2 بخش پذیر اند که زوج باشند .

 

        154286          45824                               مثل        

 

اعدادی بر 3 بخش پذیر اند که مجموع ارقام آن عدد برابر با مضارب ( ضرب 3 در اعداد 1 ،2 ، 3 ، ... ) سه باشند .


                 9132              9+1+3+2=15                                                  مثل

 

اعدادی بر 4 بخش پذیر اند که دو رقم آخر آنها بر 4 تقسیم شده و باقیمانده شان صفر شود .

  مثل                                               1586216                     86429520

 

اعدادی بر 5 بخش پذیر اند که آخرین رقم آن ها صفر یا پنج باشند .

مثل                                          15862490               15875265

   

 

اعدادی بر 6 بخش پذیر اند که هم بر 2 و هم بر3 بخش پذیر باشند .

 مثل                        24                   156                       66450               

                

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 12:23 ] [ ملک محمدی ]


ـ چه وقت به پزشک مراجعه کنیم:
۱. با وجود احساس شدید نیاز به ادرار کردن، مقدار کمی ادرار دفع می‌شود.
۲. تکّرر ادرار، سوزش ادرار، درد، یا ناراحتی همراه با احساس دفع ادرار است.

ـ احساس دفع ادرار نشانهٔ چیست:
اجبار به دفع ادرار مانند خواب‌آلودگی یا گرسنگی است. ولی گاهی فشار وادار به رفتن به دستشوییتان می‌کند اما ادراری دفع نمی‌شود یا بسیار کم است. معمولاً چیزی مانع جریان ادرار شده یا مجرای ادرار را تحریک کرده است. در حالت عادی، دستور تخلیه با اجازهٔ مثانه صادر می‌شود که یک کیسهٔ تو خالی است و ادرار از کلیه‌ها به آن می‌ریزد. وقتی مثانه پر شود، پیامی به مغز می‌فرستد تا دستور تخلیه ادرار بدهد.

اما بعضی تحریک‌کننده‌ها می‌توانند مثانه را گول بزنند. الکل، نوشیدنی‌های کافئین‌دار مثل قهوه و چای مثانه را تحریک می‌کنند. تنش یا اضطراب هم شبکهٔ عصبی را گمراه کرده و ممکن است احساس نیاز به دفع ادرار را القا کند.

عفونت‌ها هم مجاری ادراری را تحریک کرده و از علل شایع احساس دفع ادرار هستند. عفونت چه کلیه را گرفتار کند یا مثانه، میزراه، مهبل، یا پروستات، به هر حال، یا تولید ادرار را تحریک می‌کنند یا احساس نیاز به دفع آن را. عفونت‌ها سوزش ادرار هم دارند. یک عفونت کمتر شناخته شده به نام التهاب بینابینی مثانه احساس تقریباً مداوم نیاز به دفع ادرار را همراه با درد و ناراحتی به‌وجود می‌آورد.

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 11:40 ] [ ملک محمدی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By 7TooLs :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

كد ماوس



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


کد چرخش تصاویر

دریافت کد موس حباب

دریافت کد بارش ستاره